جمال الدين محمد الخوانساري

128

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

از آن كه هم تعب ومشقت دارد آن سواري ، خصوصا هرگاه دراز كشد ودر شب باشد با تعب ومشقت أصل شبگير وهم خوارى وذلّت . وممكن است كه « سوار شدن بر عجز شتر » مثل شده باشد از براي راضى شدن بخوارى وذلّت وتعب ومشقت « هر چند دراز كشد شبگير » هر چند در چيزى باشد كه گذشتن ودورى از آن ملحوظ باشد وممكن است نيز كه آن اشاره باشد به آن چه واقع شد از نصب آن حضرت بعد از ديگران كه شبيه بردافت با ايشان بود ومراد اين باشد كه واگر نه جنگ وجدال نميكنم بلكه صبر ميكنم بر خوارى وذلّت ردافت ديگران و « هر چند دراز كشد شبگير » اشاره باشد باين كه آن ردافت نيز بعد از زمان درازى شود وتشبيه شده باشد آن زمان بزمان شبگير دراز ، باعتبار تعب وزحمت آن وتاريكى آن نيز بسبب رواج ضلالت وگمراهى در آن . وپوشيده نيست كه اين اعراض از حقّ خود وطلب نكردن آن بايد كه بأمر حق تعالى وفرمودهء أو باشد باعتبار مفسدهء كه در طلب آن بوده مثل اين كه آن حضرت اگر بعد از رحلت حضرت رسالت پناهى صلى اللّه عليه وآله كه هنوز اسلام مزاجى نگرفته بود طلب حقّ خود بجنگ وقتال ميكرد فتنهء عظيم ميانهء مسلمانان مىشد وباعث ضعف بلكه استيصال ايشان مىگشت . اينست آنچه بخاطر رسيد در حلّ اين كلام معجز نظام ، وبعد از آن رجوع شد بكتاب مستطاب نهج البلاغة در آنجا هم بود وسيّد بزرگوار سيّد رضى مؤلّف آن بعد از نقل آن فرموده كه : اين از لطيف كلام وفصيح آنست ومعنى آن اينست كه : ما اگر داده نشويم حقّ خود را بوده باشيم ذليلان ، واين باعتبار اينست كه رديف سوار مىشود عجز شتر را مانند بنده وأسير وأمثال آنها . ومحقق بحراني شارح آن نقل كرده از ازهرى كه أو در كتاب تهذيب اللغة نقل كرده از قتيبى كه أو گفته كه : سواري عجز شتر مشقت دارد ومعنى كلام اينست كه ما اگر منع كرده شويم از حقّ خود سوار مىشويم بر مركب مشقت وصبر مىكنيم بر آن وهر چند دراز كشد وبىتابى